+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 از مجموع 4

موضوع: کمپوزیسیون در نقاشی

  1. #1
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض کمپوزیسیون در نقاشی

    کمپوزیسیون در نقاشی

    --------------------------------------------------------------------------------

    کمپوزیسیون ( ترکیب بندی ) در نقاشی

    کمپوزیسیون در نقاشی دارای قالبهای کلی میباشد که بر اساس محتوی اثر و یا خلاقیت هنرمند انتخاب میشود.
    این قالبها عبارتند از :
    ۱-:ترکیب عمودی: این نوع ترکیب عموما برای موضوعات عمودی و ایستا از جمله فرم ساختمانهای بلند یا چند درخت بلند ویا چند نفر در حالت ایستاده بکار میرود.




    ۲- : ترکیب افقی: مورد استفاده این ترکیب موضوعات دارای سکون و آرام از جمله منظره دریا -خیابان بصورت نما یا شخصی در حالت استراحت از نمای جانبی بکار میرود.




    ۳- : ترکیب مثلث: اغلب فرم چهره در ترکیب مثلث کار میشود ویا میتوان سوژه های متفاوتی را در این قالب کار کرد ولی در هر صورت آن موضوع دارای پویایی میشود.
    در دوران رنسانس هنرمندان نقاش از این نوع ترکیب بسیار استفاده میکردند برای مثال نقاشی مونالیزا اثر داوینچی و باکره صخره ها اثر رافایل از این دست میباشد.




    ۴- : ترکیب دایره : در این قالب اجزای اصلی تصویر بنوعی در تابلو جایگری میشوند که فرمی دایره وار را ایجاد میکنند ودارای پویایی و حرکت است. اغلب در آثار نگارگری ما شاهد این نوع پرداخت تجسمی هستیم.



    ۵- : ترکیب متقارن ( ترکیب قرینه) در قدیم بیشتر از این نوع قالب برای بیان هنری استفاده میشد اکثر آثار هنرهای سنتی اقوام مختلف دارای این نوع نگاه هستند.
    در این ترکیب توازنی ساده بصورت قرینه برقرار میشود. اغلب نقوش قالی اسلیمیها و نگاره ها درارای ترکیب متقارن و متوازن هستند.



    ۶- : ترکیب منتشر : در این نوع ترکیب از فضای منفی خبری نیست فرمها بصورت منتشر و متعادل در فضای تابلو پخش شده اند نقاشیهای گل و مرغ و اکثر آثار آبستره دارای این قالب هستند.




    ۷- : ترکیب متعادل و نامتقارن ( دارای فضای منفی) این نوع ترکیب دست نقاش را برای ابداع و خلاقیت باز میگذارد و اجازه میدهد ترکیبهای زیبا ومتعادل و نو بوسیله نقاش خلق شود.




    ********************

    بعد از یادگیری اصول مربوط به مبانی هنرهای تجسمی در بحث نقطه و خط و قواعدی که بر آنها حاکم است و نقش و تاثیری که هر یک در هر قسمت از صفحه ایجاد می کنند ساده ترین روش برای ایجاد ترکیبی متعادل رعایت شکل ترازو برای قرارگیری فرمها بصورتی که از نظر بصری متوازن بنظر برسند می باشد .
    ساده ترین و معمولی ترین شکل ترکیب بندی ترکیب متعادل و متقارن است .این نوع ترکیب بندی بیشتر در هنرهای سنتی از جمله طراحی قالی - تذهیب - فرم مشبکاری و نقوش سردر مساجد و ... دیده می شود که در عین اینکه دارای تعادل است چنانچه خطی از وسط آن بصورت عمودی رسم شود فرمها در دو طرف خط بصورت قرینه قرار گرفته اند.و تعادلی ساده و معمولی را به نمایش گذاشته اند .
    اما در ترکیب متعادل و نامتقارن خلاقیت هنرمند جهت ایجاد فضاهای متنوع عمل نموده و برقراری تعادل از طریق پخش فرمها با اندازه های متفاوت موجب ایجاد تعادلی زیبا و متنوع می شود.


    ویرایش توسط foroghlover : 08-09-2009 در ساعت 10:29 AM
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  2. #2
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    بعد از انتخاب نوع و اندازه کادر, اتود اولیه برای کار اصلی و یا ترکیب عناصری که طراح قصد طراحی وترکیب آنها را دارد شروع می شود .
    - اقدام اولیه گرچه ظاهرا بسیار ساده است ولی تاثیر بسزایی در شکل ترکیب دارد عبارت است از انتخاب کادر عمودی یا افقی برای ترکیب , لازم بذکر است خیلی از عناصر موجود در یک تابلوی نقاشی را هم می توان در کادر عمودی ترکیب نمود و هم در کادر افقی ولی یکی از این حالات خلاق تر و زیباتر است .
    - اقدام بعدی:چنانچه طراح بصورت مستقیم از منظره یا طبیعت بیجان کار می کند استفاده از منظره یاب می تواند او را برای انتخاب زاویه دید و حالت کلی ترکیب کمک نماید .
    منظره یاب صفحه ایست که روی آن سوراخی مستطیل شکل متناسب با گستره یا بوم طراح وجود دارد که طراح آنرا مقابل چشمان خود گرفته و به جستجوی زاویه دید زیبا و حالت کلی ترکیب می پردازد که هنرجویان می توانند این وسیله را با قطعه ای مقوا درست کنند .
    - گام بعدی در ایجاد یک ترکیب زیبا جایگیری اجزای ترکیب با توجه به شکل قرارگیری و تعداد اشکال و اندازه آنها نسبت به خطوط و نقاط طلایی تابلو است .
    در ذیل صفحه مواردی که برای ایجاد یک ترکیب زیبا لازم الاجرا است ذکر می گردد .


    - در ترکیب چند فرم در صفحه ابتدا فرم بزرگتر یا مهمتر ابتدا جایگیری می شود و بقیه فرمها در ارتباط با فرم اصلی ترکیب می شود .بدیهی است که نقاط و خطوط طلایی تابلو محل جایگیری فرم اصلی است .
    - در یک ترکیب زیبا بخاطر تنوع لازم است اندازه اشکال متنوع باشد .
    - تنوع قرارگیری فرمها در خطوط افق متنوع یکی دیگر از اصول ترکیب بندی است .
    - لازم است اشکال همدیگر را ماسکه نکرده و روبروی هم قرار نگیرند .
    - با توجه به خط زمین که در تابلو وجود دارد و موجب تقسیم فضای تابلو به دو قسمت منفی و مثبت می شود بایستی فضای منفی و مثبت در صورت خالی بودن پر شود .اما باید در نظر داشت که خوب است تابلو فضای نفس کشیدن داشته باشد و بصورت متراکم اشکال در کنار هم قرار نگیرند .
    - چون از خصوصیات یک ترکیب زیبا هماهنگی فرم با فرم - فرم با کادر می باشد لازم است بوسیله خطوطی که از فضای ترکیب گرفته می شود فرمها را با کادر ارتباط داد .



    چنانچه اصول مطرح شده در متن را با نمونه آثار آورده شده مقایسه نمایید نقش رعایت این موارد را در متعادل و زیبا شدن اثر روشن خواهد شد

    ویرایش توسط foroghlover : 08-09-2009 در ساعت 10:31 AM
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  3. #3
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    مبانی سواد بصری و ترکیب بندی

    *****************

    مقدمه:


    در دنیای امروز که مقادیر روز افزون و قابل توجهی خبر و پیام درسطح جهان از راههایی به غیر از زبان و گفتار به صورت تصویر ( عکس، فیلم و علایم گرافیکی) نقل و پراکنده می شود، دانستن نکاتی در مورد فهم بیشتر و بهتری از اخبار و پیامهای بصری ایجاب می کند.
    ما برای بهتر دیدن نیازمند چیزی فراتر از مهارت در یادگیری زبان داریم، . دیدن تصویر و شرکت در فرآیند سازماندهی آن، عملیخلاقاست.
    باید در زبان تصویری از حد موهبت طبیعی توانایی دیدنِ تشخیص بصری خود فراتر رویم. امروزه آموختن اصول و عناصر اولیه ی بصری امری واجب است.
    به این ترتیب، درست دیدن و درست استفاده کردن از تصویر و پیامهای بصری به طور کلی، فنی است که باید قدم به قدم فراگرفته شود – البته به ضرورت این فراگیری منجر به تبدیل انسان به یک هنرمند نمی شود ولی با این وصف، لزوم آن در زمان حاضر روز به روز برای عده ی بیشتری مطرح می شود.


    نکات مهمی که می توان آنها را نکات برجسته ی دستور زبان بصری نامید عبارتند از:


    عناصر اولیه بصری( نقطه، خط، شکل، رنگ، جهت و..)
    ترکیب بندی یا کمپوزیسیون
    شیوه های ایجاد پیام بصری( شبیه سازی، رمز، انتزاع و...)
    و در آخر، فنون یا تکنیکهای بصری و شناخت سبک های گوناگون.
    امروز، نیروی فرهنگی و جهانی سینما، عکاسی و تلویزیون که همگی متشکل از تصویر هستند، ضرورت آموزش سواد بصری را شدت بخشیده است. این آموزش، هم برای سازندگان ارتباط بصری لازم است و هم برای بینندگان آنها.
    موهولی ناگی ( مولی نی) (Moholy- Nagy ) استاد عالی قدر باهاوس(Bau-Haus ) در سال 1935 در این باره چنین اظهار نظر کرده است: " در آینده، بی سواد فقط کسی نیست که قلم را نمی شناسد، بلکه کسی که دستگاه عکاسی را نمی شناسد نیز بی سواد محسوب می گردد" ! این مطالب گام بسیار کوچکی در شناخت این راه عظیم است.



    سرآغاز:


    هر نقش یا طرح یا تصویری به هر صورت، متشکل از یک سلسله عناصر تصویری اولیه است. منظور عناصری مانند کاغذ، رنگ، فیلم و ... نیست. عناصر اولیه ی بصری محدود و معین هستند: نقطه، خط، شکل، جهت، سایه – روشن یا رنگمایه، رنگ، بافت، بُعد، مقایس و حرکت. این عناصر ماده ی خام تمام اخبار بصری هستند و به شکلهای مختلف با هم ترکیب و تلفیق می شوند. انتخاب این عناصر و نوع بکارگیری آنها و طرز تلفیق با یکدیگر است که کلیت کادر را می سازد.


    برای آنکه به فهم و تحلیلی از کل بیان بصری برسیم، بهتر است اول عناصر بصری را جداگانه بررسی کنیم تا به کیفیات آنها بهتر پی ببریم.


    نقطه:
    ساده ترین و تجزیه ناپذیر ترین عنصر در ارتباط بصری است. نقطه مبدا پیدایش فرم می باشد. وجود یک نقطه، مبین مکانی در فضاست. معمول ترین شکلی که می توان برای نقطه قائل شد گرد بودن است. نقطه ی چهارگوش یا مثلثی شکل به ندرت در طبیعت پیدا می شود(نقطه در معنای عام)
    کوچک و بزرگ بودن یک نقطه، بسته به اینکه در چه فضایی قرار گرفته ارزیابی می شود. نقطه ممکن است در سطح مطرح شود یا بصورت حجم و سه بعدی در فضا وجود داشته باشد. از نظر ریاضی، نقطه عنصری ست که هیچ گونه بعدی ندارد و فضایی را اشغال نمی کند و از محل تلاقی دو خط، نقطه تشکیل می شود.
    نقطه همچنین کوچکترین نمود بصری یک عنصر تصویری ست( یک نقطه در الفبا، یک برگ در فضا، یک گوی در آسمان، یک لکه روی دیوار، یک گل سرخ در فاصله ی کافی، یک ردپا بر روی برف، یک چراغ روشن در شهر و...)
    نقطه ، هرکجا که باشد خواه به صورت طبیعی یا مصنوع دست انسان، چشم را شدیدا به خود جلب می کند. در نتیجه، نقطه به منزله ی یک عنصر تصویری قوی می تواند برای نشان دادن مفهوم" تأکید" مورد استفاده قرار گیرد.
    با تکرار نقطه، در ترکیب های متنوع و متعدد، می توان مفهوم" ریتم" را شناخت. با تجمع و تفرق نقطه ها در یک ترکیب جدید، مفهوم" انبساط و انقباض" را می توان نمایش داد ( سورا _ Seurat - نقاش امپرسیونیست فرانسوی، در نقاشی های خود با تکنیک پوینتلیست_ Pointillist _ یا نقطه چینی، این پدیده، یعنی ادغام نقطه ها، دستگاه بینایی انسان را آزمود)
    نقطه ی مدور، انرژی تصویری متراکمی را در درون خود زندانی کرده، برعکس نقطه ای به شکل مربع یا مثلث یا شکل های مشابه، انرژی تصویری را در جهت یا جهات اضلاع خود هدایت می کنند.


    با تکرار نقطه، در ترکیب های متنوع و متعدد، می توان مفهوم" ریتم" را شناخت. با تجمع و تفرق نقطه ها در یک ترکیب جدید، مفهوم" انبساط و انقباض" را می توان نمایش داد ( سورا _ Seurat - نقاش امپرسیونیست فرانسوی، در نقاشی های خود با تکنیک پوینتلیست_ Pointillist _ یا نقطه چینی، این پدیده، یعنی ادغام نقطه ها، دستگاه بینایی انسان را آزمود)

    يه نمونه از نقاشي هاي سورا _ Seurat



    خط:
    دومین عنصر بصری است که از نزدیک شدن تعداد نقاط پدید می آید به طوری که دیگر نقطه ها قابل تشخیص نباشند. می توان گفت خط، نقطه ی در حال حرکت است، یعنی نقطه ایست که در اثر نیرویی که از یک جهت بر آن وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده و به صورت یک عنصر تصویری فعال در آمده، از نظر ریاضی، خط محل تلاقی دو صفحه یا از برخورد دو سطح برهم پدید می آید.خط فقط دارای واقعیت طولی می باشد و فاقد عمق و عرض است.
    بر خلاف نقطه که عنصری متمرکز و ثابت است، خط دارای انرژی فعال و متحرک است. خطوط در یک تصویر ممکن است به صورت شکسته، منحنی، صاف، دندانه دار، مواج، پهن و ضخیم و... باشند که هرکدام القاء تصویری خاص و معنا و مفهوم خود را دارند( که اشاره خواهد شد)
    قوه ی بینایی انسان نسبت به تاثیر روانی خط و ارزش های هنری آن در یک قاب، حساسیت به خرج می دهد.


    خطوط افقی: معرف تعادل، آرامش و سکون است، بیشتر القای حالت غیر فعال، بی حرکت و خوابیده را دارند.
    خطوط عمودی: نشانگر ایستایی، نیرومندی و استحکام دارای تعادل و توازن هستند.
    خطوط مورب: بیشتر در یک قاب، القا ناپایداری را دارند، نامتعادل و متحرک هستند.
    خطوط منحنی: این خطوط بیشتر نرمش و ملایمت را در یک کادر القا می کنند. و دارای حرکتی روان و لغزنده هستند.
    خطوط شکسته و زاویه دار: این نوع خطوط در یک کادر معرف حالتی خشن، برنده و سخت هستند، عموما چشم را آزار می دهد و اعصاب را متشنج می کند.


    سطح ( شکل):
    سومین عنصر بصری است که دارای طول و عرض است. اشکال مختلف هندسی سطح هستند. فضایی دو بعدی که از حرکت خط بر صفحه پدید می آید.
    در میان شکل های هندسی( مسطح) سه شکل مثلث، مربع و دایره شکل های هندسی اصلی هستند. سایر شکل های هندسی به نحوی مشتق از همان سه شکل یا ترکیبی از آنها می باشند.هرکدام از این سطوح که در وضعیت و شرایط مختلفی قرار می گیرند، بیان تصویری تازه ای را به خود میگیرند. به هرکدام از این اشکال حالات و خصوصیاتی نسبت داده شده است که یا به علت شکل ذاتی آنها بوده و یا به علت واکنش دستگاه روانی انسانها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و ...


    مثلث: مثلثی که قاعده اش پایین باشد، دارای استحکام و شکلی پایدار است. و برعکس، هرگاه بر یکی از رئوس خود بایستد، حالت ناپایدار و تزلزل به خود می گیرد.مثلث، فعالیت، جدال و انقباض را تداعی میکند.


    مربع: به این دلیل که از جهت یک ضلع روی زمین قرار می گیرد مستحکم و ایستاست، به مربع حالت بی حرکتی، صداقت و صراحت نسبت داده شده است.


    دایره: القای بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را دارد. و در کل به خاطر شکل دورانی اش، نوعی تحرک را القا می کند.



    حجم:
    حجم یک عنصر تصویری است که دارای سه بعد طول، عرض و عمق می باشد. حجم، سطحی است که در فضا حرکت نموده و از جهت سطح خود در عمق گسترش یافته است. یک حجم ممکن است دارای نظم هندسی باشد یا از فرم نامنظم تشکیل شده باشد. حجم ها از توسعه و بسط سطوح اصلی مثلت، مربع و دایره تشکیل شده اند مانند مکعب، مخروط و کره. و حجم های نامنظم که از سطوح نامشخص بوجود آمده اند مثل صخره و قطعه سنگ و...
    شکل وابسته به سطح است و فرم وابسته به حجم است.
    حجم تو پُر دارای واقعیت بیرونی است و حجم توخالی دارای واقعیت درونی و بیرونی است.




    بافت:
    بافت یکی دیگر از عناصر هنرهای تجسمی است که معمولا آنرا تنها با حس لامسه در ارتباط می دانند، در حالیکه اهمیت آن، بیشتر در ارتباط با نیروی خاص و استعداد اکتسابی قوه ی بینایی است که در اثر تجربه به دست می آید.
    اگر این عنصر از طریق هر دو حس یعنی لامسه و بینایی تواما تجربه و شناخته شود، ابعاد وسیع تری از مفاهیم را قابل درک می کند.مواد صاف و نرم، زبر و خشن، براق و کدر، مانند چوب، شیشه، پنبه، سنگ، کاغذ و...
    چیزی که ما از دوران کودکی بوسیله ی حس لامسه درک می کنیم برای ما ایجاد سابقه ی ذهنی در مورد بافتهای گوناگون می کند، به طوری که با نگاه به بافت فورا زبری و نرمی آن را حس می کنیم! عنصری که به کار گیری آن در یک ترکیب بندی می تواند تاثیرات بی نظیری بر دید مخاطب داشته باشد.


    فضا:
    فضا مشخص کننده ی موقعیت و وضعیت هر پدیده عینی با سایر پدیده هاست، فضا، وجود هر موجود عینی را در ارتباط با سایر موجودات معین می کند و فضای داخلی، خارجی و میانی را قابل درک می سازد.
    فضا مفاهیم متعدد دارد: فضای توخالی، فضای آزاد، فضای سبز، فضای زنده یا مرده، و...
    فضا به خودی خود قابل درک نیست، با قرار گرفتن حجم سه بعدی در فضا، موقعیت آن حجم در فضا معلوم می شود و " فضا" موجودیت خود را اعلام می کند.


    حرکت:
    هر ماده ای در ذات خویش در حرکت و تکاپوست و هر موجودی در طبیعت، از تحرک درونی برخوردار است.حرکت در یک تصویر، ممکن است با نقطه و یا خط ایجاد گردد و به شکل های مختلفی مطرح شود. شکل حرکت ممکن است به صورت مارپیچ، مدور، زیکزاک و راست باشد. جهت حرکت نیز ممکن است بالا، چپ، راست و... باشد. هر عنصر تصویری یا هر شکلی، ممکن است انرژی حرکت را کم و بیش داشته باشد.
    مثلا در شکل مثلث انرژی حرکت به جانب گوشه ها و زوایای آن در جریان است، در لوزی به جانب قطرهای کوچک وبزرگ .
    هر سطحی با توجه به برتری یک جهت آن، انرژی حرکتی را به جانب همان جهت نشان می دهد و تحت تاثیر کشش های وارده از جهت های مختلف، به سمتی که طول بیشتری دارد حرکت می کند.
    مفهوم حرکت را به صورتهای دیگری می توان ادراک نمود، از جمله در اثر تکرار یک عنصر بصری، که این کار بوسیله تکرار عناصر زیادی امکان پذیر است.
    مثلا حرکت یک دایره در صفحه بوسیله تکرار مداوم که باعث بوجود آمدن نوعی ریتم نیز می گردد.
    عنصر بصری حرکت، مانند بعد سوم و بافت بصری بیشتر به صورت کاذب در سطح دو بعدی طراحی یا بوسیله دوربین ثبت می گردد.
    در نقاشی جزییات بسیار ریز روی یک سطح، این توهم را بوجود می آورد که صفحه ی کاغذ دارای آن بافت است و با استفاده از فن سایه روشن و پرسپکتیو توهم برجسته بودن تصویر بوجود می آید. اما ایجاد توهم حرکت در یک شکل ثابت و بی حرکت به مراتب دشوار تر است. بعد از اختراع فن فیلمبرداری ایجاد توهم حرکت با تصاویر به اوج خود رسید.
    بهتر است بدانیم که حرکت تصاویر در فیلم نیز واقعی نیست و نوعی خطای باصره است به آن اصطلاحا تدوام در رویت می گویند. یک رشته تصاویر ثابت( 24 فریم در ثانیه) با چنان سرعتی عوض می شوند که قبل از آنکه تاثیر تصویر قبلی از سلسله اعصاب بینایی محو شود تصویر دیگر ظاهر می شود. در نتیجه تصاویر در هم آمیخته به نظر می رسد
    (Persistence of vision ) یا خطای رویت.
    گاهی در یک کمپوزیسیون یا ترکیب بندی ممکن است به علت ریتم( تکرار یک عنصر) یا آهنگ موجود در آن، حالت حرکت را القا کند.
    تکرار یک عنصر در نقاشی یا عکس حالت حرکت را در دید انسان القاء می کند این حس را می توان با کشیدگی تصویر یا استفاده از سرعت شاتر پایین برای ثبت حرکت در عکاسی نیز القا کرد.


    توجه داشته باشیم که تمامی عناصر یاد شده در یک ترکیب بندی موفق حتما در جای خود در جهت ایجاد یک حس بصری به کار می روند تا تاثیر گذار باشند. در قسمت بعد ترکیب این عناصر در کادر را بررسی می کنیم.
    ویرایش توسط foroghlover : 08-09-2009 در ساعت 10:34 AM
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  4. #4
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    کادر
    خطی است که فضای داخلی را از فضای خارجی جدا می سازد.

    مقیاس
    تمامی عناصر بصری می توانند تاثیر یکدیگر را تعدیل کنند و تغییر دهند. " اندازه ی شکل ها نسبت به یکدیگر را مقیاس می گویند" عنصری کوچک به نظر نمی رسد مگر آنکه در مجاورت عنصر بزرگتری قرار گرفته باشد و میزان کوچکی آن بستگی به مقیاس آن با شکلهای دیگردارد. مثلا حروفی که ممکن است روی پوستری کوچک به نظر برسند پشت جلد یک کتاب بسیار بزرگ جلوه می کنند. یکی از مهم ترین عواملی که درتعیین مقیاس دخیل است اندازه های بدن انسان است.

    تعادل
    مهم ترن عامل فیزیکی و فیزیولوژی موثر بر حواس بشر، نیاز او به حفظ تعادل است. به دلیل اینکه انسان می خواهد همیشه پاهایش بر روی زمین استوار باشد و در هر شرایطی وضعیت قائم بدن خود را حفظ کند و در ناخود آگاه بصری خود بیش از هرچیز به وجود تعادل و توازن توجه می کند.
    با تمام مراحل علمی این مسئله، هیچ شیوه محاسباتی دقیق تر و سریعتر از احساس غریزه ای خاص که در حواس بشر وجود دارد، نیست.
    تعادل، نقطه ی مقابل عدم تعادل یا سقوط است. میل ما به دیدن تعادل هنگام دیدن یا بیان یک پیام بصری به این صورت نمایان می شود که ما آگاه یا ناخودآگاه برای چیزی که می بینیم و یا طرح آن را می کشیم اول یک محور عمودی و یک پایه افقی در نظر می گیریم، این دو با هم مهمترین عوامل ساختمانی هستند که به وسیله آنها میزان تعادل سنجیده می شود. این محور بصری را می توان محور محسوس نام گذارد زیرا با آن که دیده نمی شود ولی در عمل دیدن همیشه به صورت غالب وجود دارد و در واقع یک عامل ثابت ناخودآگاه است.

    فشار
    بسیاری از پدیده ها در محیط اطراف ما فاقد ثبات به نظر می رسند. دایره مثال خوبی است، از هرسو که به آن نگاه کنیم یکسان به نظر می رسد. ولی ما هنگام دیدن به آن ثبات می بخشیم، به این ترتیب که ابتدا محور عمودی در شکل آن وارد می کنیم تا در آن تعادل برقرار کنیم، سپس با افزودن پایه افقی به عنوان خط مرجع احساس پایداری و ثبات را در آن تکمیل می نماییم. اما اگر یک شعع مایل در دایره رسم شود باعث ایجاد فشار بصری بر بیننده می شود علت این امر آن است که شعاع مایل، بر محور تعادل بصری منطبق نیست و در نتیجه مخل تعادل می گردد.
    ارزش وجود فشار بصری بستگی به چگونگی آن در سوژه مورد نظر دارد. یعنی باید دید که با استفاده از فشار در طرح، معنا و هدف مورد نظر به درستی تاکید می شود یا نه؟ اینکه می توان با استفاده از فشار بصری به نگاه بیننده جهت داد یا خیر؟ یا جهت دادن چه اندازه موفق عمل می کند.


    نسبت طلایی
    برای تعیین برخی از اندازه ها به نسبتهای شکیل و زیبا، معروفترین فرمول، شیوه ای است که یونانیان باستان ابداع کرده اند و به " نسبت طلایی" معروف است . نسبت طلایی در اصل، فرمولی ریاضی و دارای زیبایی بصری است. در این روش : ابتدا مربع را با خطی عمود بر دو ضلع مربع به دو مستطیل مساوی تقسیم می کنند، سپس محل تقاطع آن خط با یکی از اضلاع مربع ( نقطه X) را مرکز دایره ای به شعاع قطر مستطیل قرار می دهند ( فاصله X تا Y) و با ترسیم این دایره و تعیین محل تقاطع آن با امتداد ضلع مربع ( نقطه Z) طول مستطیلی معروف به "مستطیل طلایی" به دست می آید که عرض آن برابر ضلع مربع و است و نسبت این طول و عرض ثابت و دارای زیبایی خاصی است (نسبت اندازه پاره خط C به A با نسبت اندازه A به B یکی است) یونانیان در ساخت بسیاری از اشیا و ابینه و معابد و کوره ها و ... آن را به کار می بستند.



    قانون یک سوم کادر نیز در واقع همان مفهوم طلایی است. 4 خط تقسیم کننده یک کادر، خطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند.

    مارپیچ طلایی
    یکی از ابزارهای ترکیب بندی عکس برای هدایت چشم بیننده به نقطه مورد نظر عکاس، مارپیچ طلایی است. استفاده از این تکنیک در سوژه هایی که با نقاط طلایی سازگار نبوده اند قابل استفاده است. نحوه رسم مارپیچ طلایی نیز به این صورت است.






    بُعد سوم
    نشان دادن بعد سوم در بسیاری از آثار بصری متکی بر ایجاد نوعی خطای باصره است. کلیه تصاویر دوبعدی مانند تصاویر تلویزیونی، نقاشی، طراحی، عکاسی و فیلم بُعد سوم را به طور مصنوعی و تلویحا القا می کنند. بهترین شیوه ی القای بعد سوم فن پرسپکتیو و همراه با آن چندین فن نظیر سایه زدن است که بر مبنای نحوه ی توزیع نور و سایه قرار گرفته است.
    در فن عکاسی، پرسپکتیو عنصر غالب است. عدسی دوربین عکاسی بسیاری از کیفیات چشم را داراست، از جمله القای مجازی بعد سوم، ولی چشم آدمی دارای میدان دیدی به مراتب وسیع تر از عدسی دوربین عکاسی ست.
    میدان دید دوربین عکاسی(Scope of field ) تغییر پذیر است، این کار را با استفاده از عدسی هایی با فواصل کانونی مختلف انجام می دهند ولی دوربین عکاسی بدون عمل تحریف نمی تواند از حیث میدان دید با چشم انسان رقابت کند.
    عدسی هایی که برای وسیع تر کردن میدان دید ساخته شده اند، نمای منظره را به حد قابل توجهی از حال طبیعی خارج می کنند، به طوری که تصویر مناظر به نظر محدب یا مقعر می رسند. ساختار عدسی های تله فوتو به نحوی است که چشم انسان قادر به دیدن به آن شکل نیست.چون با محدود تر شدن میدان دید در این عدسیها به نظر می آید که فاصله ی موضوع با ناظر کمتر می شود. و در حقیقت سوژه یا منظره بزرگتر و نزدیکتر از آنچه که هست به نظر می رسد.
    عدسی های زاویه باز یا واید انگل. میدان دید را وسیع تر می کنند و اگر از نوعی استفاده کنیم که میدان دیدی معادل میدان دید چشم انسان داشته باشد، سوژه به حد زیادی از لحاظ پرسپکتیو مسخ می شود.


    تمامی عناصر ذکر شده اجزای ساده و تجزیه نشدنی رسانه های بصری هستند. اینها مواد خامی هستند که ارتباط بصری با استفاده از آنها شکل می گیرد. تک تک این عناصر در حین سادگی و صراحت، قابلیت فوق العاده ای در انتقال اخبار به صورت بصری دارند. نحوه ی قرار گرفتن هر کدام از این عناصر در کادر است که توانایی هنرمند را بیان می کند.

    ترکیب بندی
    رسیدن به یک معنای خاص در کادر بستگی زیادی به نوع ترکیب بندی آن دارد، علاوه بر آن، ترکیب بندی یک اثر در جلب توجه بیننده نقش مهمی را ایفا می کند. کسی که می خواهد از راه تصویر با دیگران ارتباط برقرار کند، باید نظارت و احاطه ی کامل بر کارش داشته باشد
    جای دادن منطقی عناصر تجسمی در فضای مورد نظر، در سطح دوبعدی و یا در فضای سه بعدی، ترکیب بندی یا کمپوزیسیون گفته می شود.

    ترکیب بندی، تحت قواعد و اصول معین و محاسبات دقیق انجام میگردد و بین عناصر تصویری، ارتباط، پیوند و روابط منطقی ایجاد می کند.نظم و ترتیب دادن، برنامه ریزی کردن بین عناصر تصویری، منسجم نمودن قسمتها با هم، ترکیب کردن و کنار هم قرار دادن آنها، ساختار و سازماندهی عناصر تجسمی و بالاخره هماهنگ کردن همه ی اجزاء با هم، مفهوم ترکیب را مشخص می کند.علاوه بر این می توانیم ایجاد هماهنگی و مطابقت بین دو یا چند واحد متشابه و یا متفاوت را ترکیب یا کمپوزیسیون بگوئیم.
    هر نقش و شکلی که در کادر وجود دارد، نسبت به شکل و فضای اطرافش جلوه و معنی خاص پیدا می کند که ناشی از مجموعه ی فعل و انفعالاتی است که عناصر داخل کادر بر خود و بر بیننده دارند. ( حرکت، ترکیب، ریتم و...)
    نیروهای تصویری که از جهات مختلف بر کادر اثر می گذارند موقعیت فضایی آن را ایجاد می کنند.
    علاوه بر مواردی که ذکر شد، رنگ، با ارزش های تصویری خاص خود که دائما تحت تاثیر و دگرگونی شرایط فضایی و تابش نور می باشد، و بافت نیز به صورت موثر در مشخص کردن موقعیت فضایی و کیفیات عناصر تصویری بسیار مهم هستند.
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

+ پاسخ به موضوع

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 نفر در حال مشاهده این موضوع میباشند. (0 کاربر و 1 مهمان)

     

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید