+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 از مجموع 5

موضوع: کادربندی و ترکیب

  1. #1
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض کادربندی و ترکیب

    کادربندی و ترکیب

    قانون یک سوم در کادربندی و ترکیب

    یکی از مهمترین و حیاتی ترین مباحث در عکاسی و نقاشی٬ ترکیب بندی و انتخاب چگونگی قرارگیری عناصر در صفحه است. در این مطلب سعی شده تا در مورد یکی از مهمترین مسائل کادربندی توضیحاتی ذکر شود.


    قانون یک سوم (⅓) در واقع مختصر شده مفهوم طلایی است. فلسفه اصلی که در پشت این مفهوم قرار دارد از یک ترکیب و کادربندی متقارن و مستقر در مرکز کادر که معمولا کسل کننده است جلوگیری می کند.4 خط تقسیم کننده کادرخطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند. (شکل C1 و C2)

    از بین بردن تقارن با استفاده از قانون یک سوم به دو شکل می تواند صورت بگیرد.در یک روش می توان تصویر را به دو بخش مجزا تقسیم کرد به نحوی که یک قسمت ⅓ و قسمت دیگری ⅔ تصویر را شامل شود.

    شکل C1


    در روشی دیگر، تمرکز مستقیما بر روی نقاط طلایی است. فرض کنید که منظره ای بسیار زیبا و بدیع پیش رو دارید اما این منظره فاقد یک نمای هندسی و به اصطلاح Geometric خوب و جذاب است. به عبارت دیگر در عین اینکه منظره بسیار خاص و زیبا است اما اگر به صورت تصویر دربیاید تا حدودی کسل کننده خواهد شد.
    راه حل چیست؟ سعی کنید در این منظره یکنواخت یک نقطه عطف و تمایز پیدا کنید، نقطه ای که بتواند یکنواختی و یکدستی نما را از بین ببرد. سپس این سوژه را روی یکی از نقاط طلایی قرار دهید. این نقطه اولین نگاه بیننده را جذب کرده و مخاطب را به دیدن باقی تصویر دعوت میکند.

    (شکل C2)





    ****************

    منبع : parsigold.com
    توسط : Art Girl
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  2. #2
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    ترکیب بندی



    راههای زیادی برای گرفتن عکس*هایی شبیه به عکسی که عکاسان حرفه*ای می گیرند وجود دارد. در هر صورت یک موضوع روی تمام عکسها تاثیر گذار است و آن ترکیب بندی یا بقول هنری*ها کامپوزیسیون! است. البته در این مورد دوستانی که حرفه و کارشان عکاسی است بهتر می تواندد بنویسند، ولی چون هیچ کس چیزی ننوشت، مجبورید ترجمه غیر حرفه ای من را بخوانید! بهر حال، برای موفقیت و معنی دار بودن یک عکس، باید بدرستی ترکیب بندی شود. ممکن است سوژه در محل نامناسبی از کادر واقع شود و مورد توجه بیننده عکس قرار نگیرد و یا مفهوم مورد نظر عکاس اشتباه برداشت شود.


    بدون اینکه بخواهیم وارد نکات ریز ترکیب بندی شویم، یک سری قوانین اولیه را که باید مورد توجه عکاس باشد مورد بررسی قرار میدهیم. هر چند همانطور که می*دانید: "قانون برای شکسته شدن وضع شده است!!" ولی قبل از اینکه شکسته شوند باید از آنها اطلاع داشته باشیم!



    در قرون گذشته، معماران کهن و نقاشان دوره رنسانس و بعدها در اواسط قرن 19 عکاسان تا به امروز، از یک شبکه ساده به عنوان قانون طلایی ترکیب بندی تصاویرشان استفاده نموده*اند.


    این قانون طلایی نسبت ایده*آلی بین عرض و ارتفاع ایجاد می نماید. این خواص از میدان دید انسان بدست آمده و معمولا با تغییراتی جزیئی در مورد سایر زمینه*ها نیز مورد استفاده قرار می*گیرد. مثالهای از آن را می*توان در مورد معماری، در شکل درها و پنجره*ها، و در بیشتر موارد عادی نظیر قاب عکسها و ... ذکر نمود.


    کم و بیش نسبت کادر مورد نظر 3/2 در 3/1 است که این نسبت را می توان در اندازه بیشتر کادر فیلمها و در نسبت اندازه عکسهای دیجیتال و قاب عکسها و ... مشاهد نمود.
    د راین کادر قانون دیگری استفاده می*شود: قانون یک سوم*ها. از این قانون برای تعیین نقاط دقیقی که باید بخشهای مهم تصویر در آنجا قرار گیرد استفاده می*شود. قاعده بعدی در مورد تعیین موقعیت افق و نسبت آسمان به زمین در عکس می*باشد.

    وقتی برای اولین بار به یک عکس نگاه می*کنیم، معمولا نگاه بیننده به ندرت به ناحیه وسط تصویر متوجه می*شود، بلکه در یک مسیر Z مانند (از سمت چپ بالا به راست سپس به سمت چپ پایین و دوباره راست) تصویر را نگاه می کند. این مسیر تقریبا بطور ناخودآگاه دنبال می*شود، اما بخوبی شناخته شده است. ( بعضی آن را به عادت خواندن متن از چپ به راست نسبت می دهند که در این صورت ممکن است کسانی مثل ما که از راست به چپ می*خوانیم یا چینیها که از بالا به پائین می*خوانند عادت متفاوتی داشته باشیم!)
    از دید عکاسان، هدف کشاندن نگاه بیننده به سمت سوژه مورد نظر در عکس با توجه به دانستن عادت تماشای عکس در مردم است.


    همینطور ترکیب*بندیهای قطری را می*توان بر اساس قانون طلائی و قانون یک سومها بنا کرد و عکس بدست آمده را تراز نمود.





    تمام این قوانین را می*توان بطور آگاهانه دور زد، همانطور که بسیاری از هنرمندان معروف این کار را نموده اند، ولی این قوانین در ابتدای کار نقطه شروعی برای رسیدن به ترکیبی قابل قبول است.
    د رمورد پرتره باید توجه ویژه ای نمود که سوژه به نقطه*ای در نزدیکی لبه کادر خیره نشده باشد.

    در این نقاشی مشهور به جهت خیره شدن مدل و فضای خالی ایجاد شده در نقاشی توجه نمایید. ضمنا ترکیب بندی قطری در این نقاشی قابل توجه می*باشد.


    نقاشی از جوهانس ورمر – 1632-1675

    با این وجود این روش ترکیب بندی محدودیتهایی هم دارد. هنگام استفاده از یک لنز زاویه باز (واید) باید دقت ویژه*ای در کادر بندی و ترکیب بندی بکار رود ، زیرا این نوع لنز در خطوط مستقیم واقع در نزدیکی لبه*های کادر تصویر انحنا ایجاد میکند. بخاطر همین در هنگام استفاده از این نوع لنز باید خط افق را بالاتر و در نزدیکی مرکز کادر قرار داد تا از منحنی شدن خط افق جلوگیری نمود.






    در مورد خطوط افقی نیز هنگام عکاسی*های معماری و مشابه آن باید توجه کافی مبذول داشت که خطوط مستقیم افقی در نزدیکی لبه کادر نباشند. ایجاد انحنا باعث ایجاد نمای غیر طبیعی در ساختمان و بر هم خوردن ترکیب بندی تصویر می شود. لنزهای زوم دوربین های دیجیتال بیشتر استعداد ایجاد این تغییر شکل*ها را دارند، زیرا از عدسیهایی استفاده می کنند که رفع این خطا در آنها بسیار مشکل می*باشد. این لنزها معمولا دچار انحنای گوشه ها بدرون Barrelling در لنزهای واید و انحنای گوشه ها به بیرون pincushionning در لنزهای تله فتو می*باشند.
    بنابر این در حالی که سرعت عمل لازمه عکاسی است، نگاهی دقیق به عکسهای موفق گذشته که در خاطر مانده اند آشکار خواهد کرد که معمولا عکسهایی با ترکیب بندی مناسب بوده اند.
    بنابر این ارزش دارد که قبل از فشردن دکمه شاتر کمی وقت صرف تفکر به سوژه مورد نظر نمایید. قدمی در اطراف سوژه بزنید تا بهترین زاویه را پیدا نموده و تعیین نمایید که چه اجزائی در چه مکانی از کادر باید باشند. تصویر نهایی را در ذهن تصور نمایید. با این کار شانس بهتری برای ارضای آن حس ویژه ای که شما را برای گرفتن یک عکس ققلقلک می دهد خواهید یافت.
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  3. #3
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    ترکیب بندی


    مطلب اصلی این مقاله توسط آقای کامران خوشی در اختیار بنده قرار گرفته که از ایشان بسیار تشکر می*کنم. ضمنا اگر سایر دوستان نیز مطالبی داشته باشند و دراختیار اینجانب قرار دهند (چه ترجمه شده و چه ترجمه نشده) بشرطی که در جای دیگری به زبان فارسی ارائه نشده باشد دراین مکان بنام خود آنها منتشر خواهد شد. از همراهی شما دوستان عزیز بسیار متشکرم.


    ------------------------------------



    عکسها همیشه خوب به نظر نمی*آیند. اگر به عکسهایی که از آنها خوشتان می*آید دقت نمایید خواهید دید که از لحاظ ترکیب بندی چیز زیادی برای گفتن دارند. منظور از ترکیب بندی نحوه استقرار اشیاء در کادر خالی عکس است که معمولا 6*4 (یا 7*5 یا 8*10) می*باشد.


    قانون یک سومها
    اگر کادر عکس را بصورت ذهنی به سه بخش افقی و سه بخش عمودی تقسیم نمایید، جاهایی که خطها یکدیگر را قطع می*کنند نقاط مورد توجه هستند. این نقاط بصورت طبیعی نقاطی هستند که چشمها هنگام مشاهده عکس اول به آنجا نگاه می*کنند. به خاطر همین این نقاط توجه، بهترین محل برای قرار دادن سوژه اصلی عکسمان است.

    البته این یک قانون حتمی و لازم نیست و سعی نکنید به هر قیمتی که شده سوژه را در این نقاط قرار دهید. چون قانون برای خدمت به ما وضع شده، نه برای ایجاد زحمت.






    خطهای افقی بالایی و پایینی برای قرار دادن تقریبی سطح افق جای مناسبی هستند و بسته به اینکه دوست دارید آسمان یا زمین بیشتری در نمای عکس داشته باشید محل سطح افق روی خط بالا یا پایین تغییر می*کند.


    عکاسی از چهره
    عکاسی از چهره یک چالش در عکاسی است و چیزی که می*توان به اطمینان گفت اینست که هر چه نزدیکتر باشید بهتر است. کادر را کاملا ببندید و چیزهای غیر ضروری در کادر را حذف کنید. نشان دادن یک درخت که از میان سر سوژه سربرآورده چیز جالبی نیست. اکنون زمان اینست که از مد اولویت دیافراگم و بزرگترین عدد f که دوربینتان اجازه می دهد مثل F2.8 استفاده نمایید. عدد f بزرگ به معنی عمق میدان کمتر است و به این معنی است که تنها سوژه مورد نظر شما در فوکوس قرار دارد و بقیه اشیاء مات می*شوند. برای عکاسی از چهره نشان دادن دقیق سوژه و مات کردن پس زمینه تکنیک مناسبی است. این کار با دروین*های 35 mm بسادگی انجام می*شود، ولی بخاطر فاصله کانونی کم دوربین*های دیجیتال این کار کمی مشکل است. برای رفع این مشکل در صورتی که زوم اپتیکال دارید از زوم اپتیکی برای بستن کادر استفاده نمایید.
    بعد از گرفتن عکس می*توان از نرم افزارهای ویرایش تصویر برای مات کردن پس زمینه استفاده نمود. البته هنوز نرم*افزاری که اینکار را بصورت کاملا واقعی انجام دهد وجود ندارد. بنابر این از این حقه با احتیاط استفاده نمایید.
    اگر صورت سوژه در مقایسه با بقیه تصویر در سایه قرار دارد، ممکن است استفاده از فلاش اجباری برای روشن کردن صورت مناسب باشد. اگر از فلاش استفاده می*نمایید برای جلوگیری از دیده شدن سایه سوژه روی زمینه، مطمئن شوید که سوژه زیادی به پس زمینه نزدیک نباشد (مثلا یک دیوار).


    تنظیم پیشنهادی دوربین
    فاصله کانونی: 100mm
    دیافراگم: F2.8 یا بزرگترین f که برای نوردهی مناسب است.
    مد عکاسی و نور: اولویت شاتر – پرتره
    فلاش: اگر صورت در سایه قرار دارد فلاش اجباری


    عکاسی از منظره
    عکاسی از منظره از این لحاظ که شما می*خواهید که تمام تصویر در فوکوس باشد در نقطه مقابل پرتره قرار دارد. برای دستیابی به این هدف باید از یک عدد f کوچکتر که باعث عمق میدان بیشتری می*شود استفاده نمایید. (با دوربین*های دیجیتال معمولی اغلب بخاطر فاصله کانونی کم لنزشان، حتی با عددهای f بزرگ عمق میدان مناسبی به دست می*آید.) باید از قانون یک سوم برای گرفتن یک سوم زمین و دو سوم آسمان و یا برعکس استفاده نمایید. حتما باید تنظیم زاویه باز لنز را بکار ببرید. با اضافه نمودن یک جسم در جلوی عکس می*توان احساس سه بعدی بودن عکس را تقویت نمود. اگر آب جاری در صحنه وجود دارد با پایین آوردن سرعت شاتر احساس حرکت در آب را می*توان نشان داد. اگر منظره دریا را می*گیرید، استفاده از یک پولاریزه انعکاس اضافی را حذف نموده و شفافیت آب را نشان می*دهد.


    تنظیم*های پیشنهادی
    فاصله کانونی: 38 mm
    دیافراگم: F16 (کمترین عدد f موجود)
    مد عکاسی و نور: اولویت شاتر، منظره
    سه پایه: برای سرعتهای پایین شاتر لازم است.


    عکس پانوراما
    پانوراما یک شیوه عکاسی جدید و هیجان انگیز است که با دوربین*های دیجیتال رواج بیشتری یافته است. با قرار دادن دوربینتان روی سه پایه و اطیمنان از محکم شدن دوربین بصورتی که فقط به چپ و راست و نه بالا و پایین حرکت نماید کار را شروع نمایید. به لبه*های کادر دقت نمایید و ناحیه روی هم افتادگی عکسهای بعدی را بخاطر داشته باشید. اشیایی را در محل اتصال دو عکس قرار دهید که روی هم افتادن عکس در آن نقطه کمتر پیدا باشد. سپس بدون حرکت دادن سه پایه به نقطه دیگر، دوربین را در یک جهت مثلا در جهت عقربه های ساعت بچرخانید و عکس دوم را با اطمینان از اینکه ناحیه*ای از دو عکس روی هم افتادگی دارد بگیرید. چرخش دوربین و عکس گرفتن را تا زمانی که تمام موضوع مورد توجهتان را عکاسی نموده اید ادامه دهید. از نرم*افزار همراه دوربینتان برای به هم چسباندن عکسها و ساختن عکس پانوراما استفاده نمایید. در صورتی که این کار را بخوبی و مهارت انجام دهید عکسهای بسیار زیبایی (بخصوص عکسهای دست جمعی و منظره) خواهید داشت. توجه نمایید که بهترین نتیجه در حالتی به دست می*آید که محور چرخش سه پایه درست در زیر لنز واقع شده باشد. لازم به ذکر است که بعضی از دوربینها مثل کانون برای کمک به تشخیض نواحی روی هم افتادگی عکسها، بخشی از عکسهای قبلی را در کنار صفحه نمایش نشان داده و عکاس می تواند با تطبیق تصویر جدید با قبلی با دقت بسیار بالایی تصاویر را با هم تلفیق نماید.
    چرا باید از اولویت دیافراگم برای عکسهای پانوراما استفاده نماییم؟ ساده است، با ثابت کردن دیافراگم، شما عمق میدان را نیز ثابت می*نمایید در حالی که عکسهای مختلفی را می*گیرید. در غیر این صورت، با تغییر عمق میدان تلفیق عکسهای مختلف با هم غیر ممکن خواهد شد.
    چرا تنظیم دستی انتخاب می*شود؟ اگر در هنگام عکاسی پانوراما تغییرات نوری زیادی در عکسهای مختلف صحنه*اتان دارید، ممکن است به مشکل بخورید. اگر دوربین را در مد اولیت دیافراگم یا اتوماتیک قرار دهید، دوربین بطور پیوسته در حال تنظیم نور بوده و ممکن است عکسهایتان از لحاظ رنگی با یکدیگر هماهنگی رنگی نداشته باشند. مثلا ممکن است در هر عکس آسمان طیف پر رنگتر یا کم رنگتری از آبی را داشته باشد. بهترین کار در چنین شرایطی گرفتن یک عکس آزمایشی و تنظیم دستی نور دوربین است. سپس از همان تنظیم برای تمام عکسهایتان استفاده نمایید. اگر بعضی از عکسها ناحیه روشن و بعضی ناحیه تاریک شدیدی دارند، ممکن است بتوان با محدوده بندی نور در این نواحی مشکل را حل نمود: یک عکس با تنظیم های تعیین شده دستی بگیرید، سپس دو عکس دیگر با 3/1 گام بالاتر و 3/1 گام پایینتر بیندازید. سپس می*توانید برای بهترین عکس محدوده بندی شده را برای تلفیق کردن انتخاب نمایید.


    تنظیمهای پیشنهادی
    فاصله کانونی: 38 mm
    دیافراگم: f16 یا کوچکترین عدد f ممکن
    مد عکاسی و نور: اولویت دیافراگم یا دستی، مد پانوراما
    سه پایه: ضروری است


    عکاسی ماکرو
    عکاسی ماکرو بسیار جذاب است، هر چند بسیاری از عکاسان از آن لذت کافی نمی*برند. چون برای گرفتن نتایج خوب، بیشتر دوربین*های مبتدی امکانات کافی برای عکاسی ماکرو را ندارند. بیشتر عکسهای ماکرو که ما می*گیریم هیچ شباهتی به عکسهایی که حرفه*ایها می*گیرند ندارد و تفاوت اصلی در نحوه نورپردازی است. بیشتر عکاسی*های ماکروی حرفه*ایها (حتی از حشرات) در استودیو و با نور کنترل شده انجام می*شود. بعضی از دوربین*ها را می*توان با یک فلاش مخصوص فاصله نزدیک که بنام فلاش حلقه*ای (Ring Flash) شناخته می*شود مجهز نمود. این فلاش حلقه*ای نوری مات را به اطراف سوژه می*تاباند و اجازه می*دهد که بدون داشتن سایه*های تیز عکس دقیقی از جسم بگیرید . تا کنون دوربین*های بسیار کمی که عمدتا ساخت نیکون و کانون بوده*اند، این فلاش رینگی را داشته*اند. اگر شما به عکاسی ماکرو علاقمندید و نمی*دانید که چرا عکسهایتان اینقدر بد می*شود، بدنبال دوربینی بگردید که فلاش حلقه*ای داشته باشد. نکته دیگری که باید مد نظر قرار دهید این است که امکان دارد بخاطر شرایط محیطی (مثلا وزش باد شدید) نتوانید زمان عکسبرداری را برای داشتن دیافراگم کوچک و عمق میدان زیاد بالا ببرید، بنابر این استفاده از نوعی از نورپردازی، مثلا استفاده از یک مقوای سفید برای انعکاس نور می*تواند به کوتاه کزدن زمان عکاسی کمک نماید.


    تنظیم*های پیشنهادی
    فاصله کانونی: مد ماکرو
    دیافراگم: F16 کمترین دیافراگم ممکن
    مد عکاسی ونور: اولویت دیافراگم، ماکرو
    سه پایه: برای زمان طولانی عکسبرداری لازم است.
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  4. #4
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    مهارت ترکیب بندی
    تهیه كننده : امیر سوكی

    چگونه سوژه های مختلف را کادربندی کنیم.
    • نکاتی که به عکس شما عمق میدهند .
    • دانستن قوانین و مواقعی که آنها را می*شکنید.





    مهمترین عاملی که عکس شما را از یک عکس معمولی به یک عکس هنری تبدیل می*کند، کادربندی است .
    امروزه، دوربین*های دیجیتال و نرم افزارهای ویرایشی ، کنترلهای پیشرفته*ای روی نور و رنگ دارند . اما اگر موضوعات عکس با هم هماهنگ نباشد عکس های شما هیچگاه موفق نمی شوند . در این مقاله به شما نشان می*دهیم که چگونه می*توانید این کار را انجام دهید :





    عکستان را وادار به آواز خواندن کنید :

    درست مانند یک موزیک*دان که قطعات موسیقی را کنار یکدیگر می*چیند و تصمیم می*گیرد که کدام قطعات موسیقی باید با هم کار کنند، یک عکاس نیز باید با ضربات محکم و در جهت های گوناگون عکس های قوی بگیرد. زیرا دیدن یک صحنه از دید یک عکاس ، بسیار متفاوت از یک دید معمولی است.
    این نوشته به شما کمک می*کند تا دید خود را اصلاح کنید و یک ترکیب بندی قوی بیاموزید. شما با به کاربردن فنون بصری این نوشته، می*توانید در یک فریم پیام خود را برسانید .

    ما به شما استفاده از الگوها، حرکات، نقاط کانونی و عمق میدان را می آموزیم و همچنین چند مثال خوب از کارهای عکاسان بزرگ به شما ارائه می*دهیم تا قوانین و تکنیک هایی را نشان دهیم که عکس هایتان را متمایز می*سازد. جالب اینجاست که این نوشته علاوه بر این که قوانین کادربندی را به شما آموزش میدهد ، اعتماد به نفس شکستن این قوانین را برای ایجاد یک عکس زیباتر نیز به شما میدهد.











    "عکس های مربع شکل تحرک کمتری نسبت به مستطیل شکل دارند. و به درد مناظر آرام می*خورند .
    رنگهای نرم، خطوط افقی متعدد و نقطه کانونی کوچک یک عکس آرام و ساده به وجود آورده اند"

    خطوط و اشکال
    شما باید به چشمانتان دیدن خطوط و اشکال درون یک صفحه را بیاموزید . این ها قالب های بنیادی عکس شما هستند و هرکدام توانایی این را دارند که عکس شما را زیبا ساخته و پیام شما را برسانند .
    مثلا خطوط افقی ، دقیقا مانند شخصی که در دوردست دراز کشیده است ، به عکس حس آرامش می دهند.
    و خطوط عمودی ، مانند درختان و آسمان خراش ها، حس تحرک بیشتری به عکس می*دهند. مخصوصا وقتی که عکس جهت تاکید در ارتفاع، با کادر پرتره گرفته شود.
    از همه مهمتر، خط قطری است . این همان خطی است که نگاه بیننده را قطع می*کند و آن را به سمت عکس می*کشد. این خط می*تواند عمق حرکت نگاه را بسازد و به یک صفحه مسطح زندگی بخشد .

    خطوط افقی
    این خطوط، آرام ترین خطوط تصویر هستند و به عکس آرامش می*دهند .
    اگر خط افق را در مرکز و آسمان و زمین را به مقدار مساوی در کادر قرار دهید، عکس بی روح و خسته کننده*ای به وجود می آید. اما این تمرین خوبی است که مهمترین عنصر عکس را بیابیم و خط افق را به گونه*ای قرار دهیم تا بیشترین تاکید را روی آن عنصر داشته باشد . مثلا برای عکس گرفتن از یک غروب زیبا ، که پر از نورها و ابرهای خیره*کننده است ، کافیست یک سوژه جالب را به صورت ضد نور در پایین کادر جا داده ، آنگاه خطوط افقی ( مانند خط یک موج شکن ) را به گونه ای قرار دهیم تا به عکس ریتم دهد. همین خطوط افقی می*توانند سوژه یک عکس دیگر نیز باشند.

    خطوط عمودی
    این خطوط، خطوطی قوی و پر تحرک هستند که با ترکیب آنها با خطوط افقی می*توانیم به نتایج جالبی برسیم. وقتی که به خطوط عمودی فکر می*کنیم ، ناخودآگاه به یاد درختان ، ساختمان ها و مردم می افتیم . اگر بخواهیم روی ارتفاع و عظمت آنها تاکید کنیم ، بهتر است که از کادر عمودی استفاده کرده و یا با انتخاب یک کادر افقی ، قسمت بالا و پایین خطوط عمودی را از کادر خارج کنیم .




    خطوط قطری
    این خطوط جالب ترین و مهیج ترین خطوط کادر هستند و می توانند نگاه را به سرعت به محل سوژه درعکس حرکت دهند تا بیننده توجه زیادی به سوژه داشته باشد.
    از دونیم کردن تصویر ، با عبور یک خط قطری از میان آن بپرهیزید، چون عکس تحرک خود را از دست میدهد . بهتر است بدون محدود کردن کادر عکس، یک خط قطری داشته باشیم که از کنار یک گوشه رد شود و به کنار گوشه دیگر عکس برسد.





    خطوط قائم ستون ها با منحنی بالای آن برخورد کرده و یک عکس قوی به وجود آورده است. دقت کنید که خط منحنی ، دقیقا از گوشه های عکس آغاز نشده و عکس را به دو نیمه تقسیم نکرده است"

    اشکال
    برای سرزنده بودن بیشتر اشکال، از خطوط قطری استفاده کنید. یک مثلث، میتواند قالب جالبی برای عکس شما باشد. همچنین سه ضلع مثلث، یک عدد فرد به واژگان عکس شما اضافه می کند. [در این رابطه بعدا صحبت خواهیم کرد.]
    به جای استفاده از اشکال مثلث شکل، می*توانید با ترکیب کردن خطوط، یک مثلث بسازید. چهاروجهی ها مانند مربع و مستطیل، چون چهار گوشه کادر را عینا تکرار می*کنند و هیچ تضادی وجود ندارد، کادر جالبی بوجود نمی*آورند، هرچند که می*توان با ترکیب آنها با خطوط قطری و یا مثلث ها، تصاویر جالبی به دست آورد .
    همچنین با ترکیب کردن دوایر یا خطوط منحنی با خطوط صاف، می*توان قدرت زیادی به عکس داد .




    "در اینجا خط قطری، ما را از نقطه کانونی ( نزدیکترین آسیاب بادی ) به داخل عکس هدایت میکند تا دیگرآسیاب ها را نیز ببینیم"

    قانون یک سوم ها :
    با اینکه گاهی اوقات نیاز است که سوژه در مرکز کادر قرار گیرد ، اما می*توان با قرار ندادن سوژه در مرکز، چشم بیننده را اطراف عکس چرخاند و عکسی با تعادل بیشتر و قدرت بیشتر ایجاد کرد.
    وقتی سوژه*ای را در مرکز تصویر قرار می*دهیم، چشم در مرکز تصویر نگه داشته می شود و عکس به نظر تخت می*رسد. این کار دقیقا همان تکنیکی است که باید به کار برید تا یک تصویر انتزاعی بسازید و یا یک صحنه واقعی را معرفی کنید. اما می توانید به کادر بندی خود با انتقال زیرکانه نقطه کانونی، قدرت ببخشید .
    یکی از پرکاربرد ترین قوانین برای جهت دادن به نگاه بیننده، قانون یک سوم هاست که قرن ها پیش توسط نقاش*ها ابداع شده است و شما مطمئنا راجع به این قانون چیزهایی شنیده*اید. فرض کنید عکس شما توسط دو خط عمودی و دو خط افقی به 9 قطعه مساوی تقسیم شده است، با قرار دادن سوژه یا نقطه کلیدی عکس در نزدیکی نقاط برخورد این خطوط ( نقاط طلایی)، نگاه بیننده به سمت عکس هدایت شده و تصویر متعادل تری ایجاد می*شود و شما تعجب می*کنید که چگونه موضوع های کوچک در صحنه های بزرگ غالب خواهند بود .




    قرار دادن تپه ای که در حال آفتاب گرفتن است روی یکی از نقاط طلایی به این عکس نظم داده است.
    ما دقیقا میدانیم که کجا را باید نگاه کنیم زیرا تمام عناصر عکس ما را به آنجا هدایت میکنند ."
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  5. #5
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    قوانین را بشکنید :
    هر عکسی نباید از قانون یک سوم ها تبعیت کند، زیرا درین صورت شما خلاقیت خود را از دست داده*اید.
    گاهی لازم است که سوژه را در مرکز تصویر قرار ندهید تا نگاه در اطراف کادر حرکت کند. اما گاهی نیز، احتیاج است که سوژه را در مرکز کادر نگه دارید تا چشم بیننده در مرکز تصویر نگه داشته شود.
    فرض کنید که شما به سفری سیاحتی رفته*اید و ناگهان یک شیر به سمت شما می*آید، با قرار دادن شیر در مرکز تصویر ( به دلیل اینکه از نقطه فکوس مرکزی استفاده کرده اید ) تمام تحرک عکس را گرفته اید. اما اگر شیر مستقیما به سمت شما نگاه می کند، قرار دادن شیر در مرکز تصویر میتواند زیبا باشد.





    "اگر چه در این تصویر سنگهای پیش زمینه حکمفرمایی میکنند، اما قرار دادن هوشمندانه و دقیق ساختمان در نقطه طلایی و صبر کردن برای ایجاد نور مناسب در محیط ، یک عکس زیبا و عالی به وجود آورده است."





    اگرچه سوژه در مرکز این تصویر قرار دارد، اما حالت سوژه به یک سمت فریم متمایل شده است. اشکال و خطوط جالب روی لباس چشم را به سمت کادر حرکت میدهد."

    کلوز آپ ها :
    قانون یک سوم ها برای هر موضوعی می تواند صادق باشد و محدود به مناظر طبیعی نیست و میتوان از آنها برای گلها ، چهره ها و تصاویر ماکرو نیز استفاده کرد .




    "باوجودی که عکس گل ، قانون یک سوم ها را رعایت نکرده است، اما با قرار دادن سوژه در مرکز عکس، یک تصویر متعادل به وجود آمده است . نشانه های قرمز رنگ، چشم را به سمت نقطه کانونی هدایت میکنند."

    ازخطوط استفاده کنید :
    خطوط ، نورها و الگو ها ابزاری هستند که چشم بیننده را به جایی که عکاس می*خواهد هدایت میکنند پس استفاده از آنها را برای افزایش قدرت عکس بیاموزید .
    خطوط قطری در این گونه موارد بیشتر کمک می*کنند، مخصوصا وقتی که یک خط کوتاه در یک تصویر با یک خط بلند در جهت دیگر تصویر برخورد نماید. به علاوه اینکه خطوطی که نگاه را به سمت سوژه اصلی عکس می*کشاند ، عکس را نیز از حالت سکون خارج می سازند .
    به هنگام غروب ویا صبح زود میتوانید ببینید که مناظر طبیعی چگونه استعدادهای خود را به عنوان یک سوژه بروز می*دهند. یک تپه در نور گرم و روشن که در خارج مرکز تصویر در برابر یک پس زمینه سرد و پر سایه قرار دارد، نگاه را شیفته خود میکند.



    "عکاس با قرار ندادن تابلوی راهنمایی در مرکز تصویر و استفاده از خطوط قطری پله ها جهت هدایت کردن نگاه به سمت نقطه کانونی، تاکید ویژه ای روی محل تونل کرده است."

    پانوراما :
    قانون یک سوم ها می*تواند به هر کادری از قبیل مربع، مستطیل و یا پانوراما اعمال شود. کافیست که شما بتوانید با دو خط افقی و دو خط عمودی کادر را به 9 قسمت مساوی تقسیم کنید.



    "پیش زمینه به اندازه کافی برای پر به نظر رسیدن عکس وجود دارد اما نه به اندازه ای که توجه را از اصلی ترین و روشن ترین قسمت سوژه منحرف کند.
    با قرار ندادن قسمت پرنور در مرکز عکس، نگاه به راحتی در عکس حرکت می*کند و دوباره به همان نقطه برمی*گردد . نقطه نورانی بالا سمت راست، بیشترین قدرت عکس را دارد و نگاه طبیعتا به آنجا برمی گردد."

    نقطه کانونی
    قبل از اینکه دکمه شاتر را فشار دهید، فکر کنید که آیا مرکز توجه عکس را به خوبی مشخص کرده اید؟
    یکی از مشکلاتی که به وفور در کار عکاس ها دیده*ایم، پس زمینه هایی ست که از قدرت سوژه اصلی می*کاهد .
    وجود رنگ، نور و یا شکلهای منحرف کننده در یک پس زمینه شلوغ و انتخاب یک دیافراگم اشتباه، توجه بیننده را از سوژه اصلی بر می*گرداند. مسلما خیلی بهتر است که ایرادات عکس را در هنگام عکاسی برطرف کنیم تا بعدا در پردازش های بعدی.




    "به این عکس نگاه کنید ، چه چیزی توجه شما را بر میگرداند؟ همه چیز وزن یکسانی دارد و خرس از جای بدی کراپ شده است. خط قطری ایجاد شده توسط ساختمان نیز به هیچ جایی هدایت نمی شود."

    ساده گزینی کنید
    با اضافه کردن عناصر ترکیبی زیاد در عکس گول نخورید. بلکه از خودتان بپرسید که مهمترین المان در جلوی شما چیست ، همان چیزی که شما را وادار میکند تا دوربین را جلوی چشمتان بگذارید و آنگاه ترتیبی دهید تا المان های دیگر به سوژه اصلی کمک کنند.
    حتما لازم نیست که سوژه بزرگترین المان تصویر باشد، بلکه میتوانید سوژه را کوچکتر کرده اما از یک عمق میدان کمتر استفاده کنید تا عناصر اضافی عکس تار شوند.
    برای اینکه سوژه در مرکز توجه قرار گیرد راه*های دیگری نیز علاوه بر انتخاب دیافراگم باز وجود دارد، مثل انتخاب سرعت شاتر کمتر برای تار شدن عناصر متحرک یا حذف آنها با استفاده از سطوح یا رنگ های پرکنتراست .



    "عکاس با تشخیص قوی ترین نقطه کانونی و تغییر موقعیت ، ترکیب بندی قوی*تری ایجاد کرده است. دادن فضای بیشتر به سمت راست عکس برای نگاه گاو، قدرت بیشتری ایجاد کرده است."

    تهیه كننده : امیر سوكی
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

+ پاسخ به موضوع

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 نفر در حال مشاهده این موضوع میباشند. (0 کاربر و 1 مهمان)

     

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید