+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 از مجموع 5

موضوع: ساعاتي با دختري که عاشق مجسمه سازي است

  1. #1
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض ساعاتي با دختري که عاشق مجسمه سازي است

    ساعاتي با دختري که عاشق مجسمه سازي است
    من مادر مجسمه هايم هستم/ مدير موزه که رفت جايزه من هم رفت


    گاهي آنقدر به شخصيت ها و فيگورهاي کاري ام فکر مي کنم که انگار با آنها زندگي مي کنم، دلم مي خواهد با اين فيگورها در ذهنم مانند انيميشن بازي کنم...مدير قبلي موزه هنرهاي معاصر که رفت ، جايزه هم رفت، مديريت فعلي هم پيگير نبودند که جايزه ما را که خيلي وقت از زمانش مي گذرد، به ما بدهند.




    باشگاه جواني برنا/ " پيشينهي مجسمهسازي در ايران به پنج هزار سال پيش برميگردد. آثار مفرغي بدست آمده از لرستان آثاري سمبوليک، ملهم از طبيعت و کاربردي اند. حجاريهاي ايران باستان داراي جنبه هاي مذهبي و وقايع نگار است و در آنها توجه خاصي به نقوش حيواني شده. پيکرتراشي متأثر از هنر آشوري در دوران هخامنشي به نوعي ديگر و به گونهاي ظريف با نگاهي ناتوراليستي با جنبهي مذهبي و وقايع نگار در ارتباط است.

    در دوران اشکاني هنر ايران با امتزاج دو هنر هلني و هخامنشي و نيز واقع نمايي در چهره پردازي ادامه يافت. مجسمه سازي در دوران ساساني خصوصيات هنر هخامنشي را حفظ مي کند اما به طبيعت نزديکتر ميشود. در سده اخير ارتباطات مهمترين نقش را در احياي هنر مجسمهسازي ايران ايفا کرده است. در دوران معاصر آشنايي مجدد هنرمند ايراني با هنر جهان و به خصوص هنر آکادميک اروپا به مجسمهسازي ايرانيان جان دوباره بخشيد.

    بعد از کمالالملک هنرمندي چون ابوالحسن صديقي که دانشآموختهي اروپا بود آغازگر مجسمهسازي حرفهاي ايران شد و استاداني چون علي اکبر صنعتي و علي قهاري راه وي را پيش گرفتند. مجسمه سازان مدرن ايران با بهره گيري از جنبش هاي هنر مدرن جهان و استفاده از عناصردروني شدهي بومي( در آثار پرويز تناولي و ژازه طباطبايي) و عناصر سمبوليک اسلامي (در آثار قدرت الله معماريان) و بيان حالات دروني (در آثار بهمن محصص) تجربه هاي گوناگوني را پيش گرفتند... "

    "آلنا نبي اللهي" متولد 1361 شيراز، اصالتش به چهارمحال و بختياري برمي گردد اما دست قضا، اين مجسمه ساز مهربان خجالتي را از خانواده اش در اصفهان، دورکرده و به کرج انداخته است. اين دختر ايراني فارغ التحصيل رشته مجسمه سازي از دانشگاه هنرتهران است. آنچه در ادامه مي خوانيد، گپ دوستانه ما با اين مجسمه سازجوان است:


    چرا مجسمه سازي را انتخاب کردي؟

    دردبيرستان رياضي خواندم و سپس کنکور هنر شرکت کردم. البته قراربود که از ابتدا در دبيرستان هم رشته هنر را بخوانم چون درخانواده پدر و مادرم به هنر و کارهاي هنري خيلي علاقه مند بودند و زمينه را هم براي علاقه مند شدن ما فراهم ساختند. از همان کودکي براي ما بسته هاي گل رس تهيه مي کردند و ما با آنها خلاقيت کودکانه مان را شکل مي داديم و آنها هم پيش ما مي نشستند و ساعت ها مشغول مي شديم. وقتي به دبيرستان رسيدم، به خاطري که آن زمان هنرستان، پيش دانشگاهي نداشت و براي دادن کنکورکارداني به کارشناسي و ادامه تحصيل دچار مشکل مي شدم، رشته رياضي را ازميان رشته هاي نظري برگزيدم تا مستقيم وارد مقطع کارشناسي شوم.


    من کلا به تمام رشته هاي هنري علاقه مند بودم . زماني که رتبه ها اعلام شد، گرافيک و نقاشي مدنظرم بود اما رتبه من به مجسمه سازي و نقاشي نزديک تر بود. از طرفي به خاطر همان تجربيات کودکي حس کردم که اين رشته براي من مناسب تراست، وقتي وارد اين رشته شدم و پيش رفتم، از انتخابي که کرده بودم خيلي خوشحال شدم چون الان ديگر به گرافيک علاقه ندارم. رشته هاي حسي با روحيات من سازگاري بيشتري دارد.

    در چه مسابقاتي شرکت کرده و مقام کسب کرده اي؟



    ترم 6 براي اولين بار درجشنواره مجسمه هاي شني بابلسر شرکت کردم که مقام دوم را به دست آوردم، بعد از اتمام پايان نامه در زمستان 86 هم درپنجمين بينال مجسمه سازي شرکت کردم وجايزه زير35 سال اين بينال را که سفر به فرانسه بود ، به من تعلق گرفت که هنوز ما را به اين سفر نبرده اند. بعد از آن در پاييز 87 در اولين بينال مجسمه سازي شهري شرکت کردم و مقام سوم را به دست آوردم درجشنواره برفي سپيدان هم جز نفرات برتر معرفي شدم که البته نه جوايز نفرات اول تا سوم و نه نفرات برگزيده به آنان داده نشد. اين مسابقه توسط يک شرکت خصوصي برگزار شد که در نهايت به جوايز نرسيديم . زمستان 87 هم در اولين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي فجر با موضوع اميد به آينده شرکت کردم و دوم شدم. البته اين مسابقه يک نفر اول داشت و سه برگزيده که من به عنوان نفراول درميان برگزيدگان انتخاب شدم.


    چرا جايزه هنوز رنگ واقعيت نگرفته است؟


    مدير قبلي موزه هنرهاي معاصر که رفت ، جايزه هم رفت، مديريت فعلي هم پيگير نبودند که جايزه ما را که خيلي وقت از زمانش مي گذرد، به ما بدهند.





    براي جشنواره فجربا موضوع اميد به آينده چه طرحي را ارائه دادي؟




    يک اسب اسباب بازي بود که سه فيگور با حالات مختلف روي آن نشسته بودند و يکي ديگر هم از دم اسب آويزان است و دارد کشيده مي شود. به سمت آينده رفتن ولو خود را به زور کشيدن، در اين کار به خوبي مشخص است.


    طرحت براي بينال مجسمه سازي شهري چه بود؟


    دراين مسابقه دو طرح داشتم ، دريکي از آنها 7، 8 نفر دور هم ايستاده اند و فقط دارند مي خندند و طرح دوم اين است که يک عده روي يک پل مانندي نشسته اند، انگار منتظرند يا علافند يا بايد يک اتفاقي برايشان بيفتد.

    کاري که در بابلسر براي جشنواره مجسمه هاي شني انجام دادي، چه بود؟


    پيرزني عينکي که درحال بافتن شالي طولاني است. تنهايي در اين کار موج مي زند، گويي تا زماني که پيرزن هست و مي بافد، تنهايي با اوست و تمامي ندارد.




    آيا مجسمه سازي مي تواند ايده محور باشد؟


    من از ترم 7 و 8 بود که به صورت جدي به مجسمه سازي پرداختم که البته به دليل تشويق ها و راهنمايي هاي استاد راهنماي پايان نامه ام بود. تا آن زمان به صورت يک حرفه به آن نگاه نمي کردم و براي امرارمعاش و کسب درآمد به کارهاي ديگر هم فکر مي کردم.اما حالا که غرق کار مي شوم و مي توانم از طريق کاري که به آن علاقه دارم، درآمدزايي داشته باشم، بهتر به کار ادامه مي دهم.


    گاهي در مسابقات که براي آنها موضوع خاصي درنظر مي گيرند، بايد با توجه به موضوع فکر کرد، ايده اي که به ذهن مي رسد، اجرا و اِتُد کرد و بالاخره به يک نتيجه اي رسيد و اجرا کرد. اما گاهي آنچه که در ذهنم جريان دارد و حسم به سمت آن کشيده مي شود( که بعضا شخصي و مربوط به خودم است با موضوعات مورد علاقه ام )اجرا مي کنم و توي نمايشگاه مي گذارم.


    اين زماني است که براي خودت کار مي کني و گاهي توي نمايشگاه براي فروش مي گذاري. اما گاهي به دنبال سفارشاتي که مي دهند، کار مي کني. که اين قضيه اخيرا شکل بهتري به خود گرفته و سازمان هايي مثل شهرداري با نگاهي جديد به اين مقوله نگاه مي کنند. همين که ترجيح مي دهند، حرفه اي ها اين کار را انجام دهند نه کساني که به هردليل و با هرپيش زمينه ، مجسمه سازي مي کنند، جاي اميدواري است. اولين بينال مجسمه سازي شهري دراين راستا کار جالبي بود .


    خلاصه اينکه اگر سفارشي باشد يا فراخواني جهت مسابقه زده شود، سعي مي کنم طبق آن موضوع کار کنم اما با ذهنيت خودم. مثلا اگر مسابقه اي با عنوان اميد به آينده برگزار شود،اميده به آينده اي که مال من است، در اثرم اجرا مي شود ونمود مي يابد. هردوي اينها خوب است اما هرکسي دوست دارد به ذهنيت و فضاهاي خاص خود بپردازد و کار کند. در اين صورت انسان آزادانه فکر مي کند و دستش براي خلق اثر بازتر است.


    بينندگان و مخاطبان بيشتر با کارهايي که موضوعات فراخوان و سفارش است بهتر ارتباط برقرار مي کنند يا با موضوعاتي که زاييده ذهن شماست؟

    تعداد کارهايم آنقدر نيست که به راحتي نظر دهم، چون هنوز ابتداي راهم اما درهمين تعداد کارهايم چه موضوعي چه شخصي، مخاطبان به راحتي با کارهايم ارتباط برقرار مي کنند.


    آيا براي اثرت اسم هم انتخاب مي کني؟

    خير، تا به حال اين کار را نکرده ام، چون احساس مي کنم اسم ،تصور و تخيل مخاطب را محدود به چيزي مي کند که من به آن انديشيده ام. درپنجمين بينال مجسمه سازي، مجسمه ها يک سري فيگورند با کلاغ. دريکي از اين دوطرح که براي اين دوسالانه ارائه کردم، مردي غمگين کلاغي را دردستش گرفته، انگار که اين دوتا فقط همديگر را دارند ،اين مجسمه برنزي بيانگر رابطه عاطفي اين مرد و کلاغ است.گاهي مخاطبان مي پرسند که منظورشما از اين مجسمه چيست، يا فلان مجسمه نماد چيست؟ اما من وقتي کارهايم را اجرا مي کنم، درذهنم يک فضاهايي دارم، گاهي آنقدر به شخصيت ها و فيگورهاي کاري ام فکر مي کنم که انگار با آنها زندگي مي کنم، دلم مي خواهد با اين فيگورها در ذهنم مانند انيميشن بازي کنم، به همين خاطر دنيا و فضاي ذهني من با گذاشتن اسم روي کار و يا توضيح دادن در مورد آن به مخاطبان،ديگر ذهنشان را درگير نمي کند و به چيزي که توضيح داده مي شود ، قانع مي شوند اما من مي خواهم که مخاطب براي کاري که مي بيند، فضاسازي کند. توي اين مدت که کار کردم، فهميدم که ارتباط ديگران با کارهايم درچه حدي است که برايم جالب بود.

    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  2. کاربر مقابل از foroghlover عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    RedWoman (12-24-2012)

  3. #2
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    درست مثل زماني که خودم کارهايي از ديگران مي ديدم و برداشت خاصي مي کردم اما وقتي توضيح سازنده را مي شنيدم، برداشتي که خودم کرده بودم را بيشتر مي پسنديدم. در بينال شهري و در مسابقه بين المللي فجر جايزه اي جداگانه براي نگاه مخاطب بود که در هردو مسابقه به من تعلق گرفت.

    دغدغه ذهني ات درخصوص مجسمه سازي چيست؟ يعني موضوع خاصي که وقتي به سراغ مجسمه مي روي ، توي ذهنت شکل مي گيرد و دوست داري اجرا کني؟

    يک سري داستان ها با فيگورهاي خاص درذهنم دارم اما خودم را مقيد نمي کنم. اگر هرچيزي انسان را محدود کند وبه کارخاصي وادار کند، حس کار را از بين مي برد.


    آيا تاکنون داستاني را خوانده اي که جالب باشد و بخواهي شخصيت ها يا فضايش را با هنرت خلق کني؟


    اين کار شدني است و خيلي وقتها با تصويرسازي هاي ذهني و فضايي که از آن داستان گرفتم، دوست دارم شخصيت هايش را اجرا کنم. يکي از کارهايم قايقي است که چهار آدم نگران و مضطرب درآن نشسته اند. اين کار را پس از خواندن داستان کوتاهي به نام " قايق بي حفاظ " انجام دادم که کشتي آنها غرق شده و آنها با يک قايق نجات سعي دارند به ساحل برسند، با کلي زحمت وقتي نزديک ساحل مي شوند، آن را با چشم مي بينند اما بين قايق و ساحل موج هاي سهمگيني فاصله انداخته است...


    تا حالا پيش آمده کاري کلاسيک يا جديد را ببيني و بگويي شايد اگر اين کا را من اجرا مي کردم بهتراز اين درمي آمد؟


    هيچ وقت درمقام مقايسه برنيامده ام اما گاهي پيش آمده که از موضوعي خوشم آمده و پيش خودم گفته ام چه خوب که من هم به اين موضوع بپردازم. اما درخصوص اجراي دوباره طرح ها و مجسمه هاي فيگوراتيو کلاسيک، به نوعي حرفه اي کارکردن فيگوراست که بيشتر در دوره دانشگاه انجام مي داديم يا همين الان که آنها را براي شناختن بهتر فيگور براي خودم اجرا مي کنم ولي قدرتي که يک مجسمه ساز درخلق يک اثر خاص دارد، هرکسي ندارد.


    ما در بعضي هنرها مثل نقاشي کپي کارهايي داريم که کارشان همين است.آيا در مجسمه سازي هم چنين چيزي وجود دارد؟

    هست اما من شخصا اين کاررا دوست ندارم، و اگر خودم اين کاررا زماني انجام بدهم، صرفا براي شناختن بهتر فيگور است. اين موضوع در کارهاي خودم هم صادق است،مثلا زماني که از من مي خواهند کاري را قبلا ساخته ام، دوباره بسازم برايم خيلي سخت است. دوست دارم بعد از هرکار حتي با همان موضوع، کار جديدي بسازم.


    بيشتر مجسمه هايت از چه موادي ساخته شده است؟

    بيشترکارهايم سفالي است چون با گِل خيلي راحتم. اما مواد ديگري هم هست.




    شما با گِل راحتي يا کلا کار با گِل راحت تر است؟

    هرکسي با يک ماده راحت تر است و من با اين ماده.

    درکارهايت مجسمه برنزي هم ديدم. ساختن مجسمه هاي برنزي سخت تر است؟


    يک سري برنزکار هستند که اصلا کار ريخته گري انجام مي دهند. در اين شيوه کار با موم زنبورعسل اجرا مي شود، سپس به کسي سپرده مي شود که کارش همين است. البته هستند اساتيد مجسمه سازي که خودشان ريخته گري هم مي کنند. درکل ساختن مجسمه هاي برنزي سخت نيست اما تخصص و امکانات خاصي مثل کارگاه و کوره و ... را مي طلبد که همه ندارند. من مجسمه هاي برنزي را در حد موم انجام مي دهم و براي ريخته گري به متخصصش مي سپارم.


    آيا پيش آمده که وقتي با تجربه الان به کارهاي سابقت نگاه مي کني، از کاري راضي نباشي يا دوستش نداشته باشي؟



    مسلم است. مثلا يک تعداد کاري را با موضوع پدرو بچه انجام دادم، وقتي به بعضي از آنها نگاه مي کنم، حس مي کنم اگريک سري تغييرات درنظربگيرم، کامل تر مي شود. دراين طرح پسربچه کوچکي با بهت و تعجب به حالتي از پدرش چشم دوخته که آن حالت را نمي شناسد، و متعجب به او نگاه مي کند.

    حجم درمجسمه سازي عنصر بسيار مهمي است. از اين نظر چقدر به نقاشي نزديک است؟


    هم نقاشي و هم مجسمه سازي، با طراحي ارتباط نزديکي دارد. يعني فرد بايد دستش دائم به طراحي باشد. اگر من نوعي نتوانم طراحي کنم، يعني قادر به اِتُد ايده ام نيستم. طراحي درحقيقت پلي است که ايده را به اجرا پيوند مي زند. طرحي که با اين کار آماده مي شود، قابل اجرا کردن است. طراحي قوي کار قوي را به دنبال دارد چه در مجسمه سازي چه در نقاشي.



    آيا در مجسمه سازي از سبک خاصي پيروي مي کني؟


    کارهاي من کارهاي فيگوراتيوي است که حالت هاي اکسپرسيونيستي دارد يعني يک جور احساس گرايي در آنها به چشم مي خورد و مي توان گفت که رئال نيست. البته خيلي از سبک ها هم ، انتزاعي است.اين هنر درست مثل خيلي از هنرهاي ديگر چون نقاشي ، موسيقي و ... سبک هاي مختلفي دارد.

    مجسمه هايي که مي سازي، مستقل اند يا روي پايه ؟

    مستقل اند اما گاهي براي ايستايي به چيزي شبيه به پايه نياز است اما اگر فيگورها دريک فضا و محدوده به صورتي باشند که بتوانم حرکتي در فضا ايجاد کنم و مستقل باشد، خيلي بيشتر دوست دارم. به نظر مي رسد پايه کار را به نوعي تزييني نشان مي دهد، در حالي که ممکن است اين طور نباشد.

    نمايشگاه چقدر در پيشرفت يک مجسمه ساز تاثير دارد؟

    خب همه اينها براي آدم تجربه مي شود. وقتي تلاش مي کني و با يک موضوع يا موضوعات مختلف، يک تعداد کار انجام مي دهي و درمعرض ديد مي گذاري، نظرات و نگاه مخاطب مي تواند تاثيرات زيادي روي سازنده بگذارد.

    يعني اگر فردي پُرکار باشد اما نمايشگاه برپا نکند، نمي تواند نگاه و ارتباط با مخاطب را در کارهاي خودش جويا شود؟


    پيشرفت و ارتباط با مخاطب، صرف برپا کردن نمايشگاه نيست اما همين که مردم و ديگران کارها را ببينند و نظر بدهند، تاثيرات زيادي روي کار مي گذارد.

    برپاکردن نمايشگاه چه مشکلاتي دارد؟

    يک مجسمه ساز براي برپاکردن يک نمايشگاه انفرادي به تعداد زيادي کار نياز دارد. از طرفي ساختن مجسمه به مواد نياز دارد، بعضي از مواد گران و بعضي ارزان ترند و اين درحالي است که هنرمند نمي داند که در پايان نمايشگاه ، کارهايش به فروش مي رسد يا خير. به نوعي کاري ريسک پذيراست. به همين دليل مجسمه سازي براي شروع به سرمايه نياز دارد. اگر کسي از نظر مالي تامين باشد، راحت ترکار مي کند چون مي تواند يک ايده را با مواد گوناگون مثل چوب يا گچ يا برنز يا سنگ يا سفال اجرا کند. درنتيجه کارهايش به نسبت، خوب از آب درمي آيند و تجربه بيشتري به دست مي آورد و به دنبال آن نمايشگاه هايش، موفق ترند.


    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  4. کاربر مقابل از foroghlover عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    RedWoman (12-24-2012)

  5. #3
    مدیران ارشد

    تاریخ عضویت
    Jun 2009
    ارسال ها
    890
    تشکر
    0
    تشکر شده 51 بار در 44 ارسال

    پیش فرض

    گالري دارها و فرهنگسراها به چه ترتيب امکانات دراختيار هنرمندان مي گذارند؟


    يک سري گالري ها به نسبتا سطح پايين تري دارند اما بعضي از آنها شناخته شده ترند و طبيعتا تمايل هنرمندان به آن گالري ها بيشتر است. درسال هاي اخير به دنبال افزايش تعداد هنرمندان وعلاقه مندان، تعداد متقاضي ها و بالتبع تعداد گالري ها هم افزايش يافته است. به همين دليل گالري ها وقت هاي طولاني تري مي دهند و قرار نيست هروقت به سراغشان بروي، وقت بدهند. البته اين قضيه به سابقه کاري يک هنرمند هم بستگي دارد که آيا پيش کسوت است يا آماتور. اما درکل گالري ها فعال تراز فرهنگسراها هستند. در خصوص هزينه هم طبق عرف و قانوني که گالري ها دارند، 30 درصد از کل فروش هنرمند را دريافت مي کنند که البته بعضي گالري ها به جز اين هزينه، مبلغي هم جداگانه از هنرمند مي گيرند.

    آيا دلت براي کارهايي که مي فروشي تنگ نمي شود؟


    همه کارهايم را دوست دارم اما نه آنقدر که نتوانم از آنها دل بکنم، با اين حال آنها برايم مثل بچه هايي هستند که بزرگ کرده و با آنها زندگي کرده ام و ازدست دادن آنها سخت است اما از طرفي اينکه کارم جالب توجه بوده وبه فروش رسيده، خوشحالم مي کند.

    ديد مسوولان نسبت به اين هنر چگونه است؟

    دراين چند سال اخير به ويژه همين سال 87، خيلي چيزها اتفاق ها افتاد و خيلي اولين ها آغاز به کار کرد، مثل اولين سمپوزيوم مجسمه سازي ، اولين بينال مجسمه سازي شهري و اولين جشنواره فجر و فعاليت هاي خوبي صورت گرفت که اگرچه اميدوارکننده است اما کافي نيست. از طرفي فعاليت هاي انجمن مجسمه سازان که به نفع هنرمندان مجسمه ساز صورت مي گيرد، خوب و مفيد است. جلسات گفتگو و محيط آنجا خيلي موثر است.

    کلا به سمت اين رشته آمدن کمي دشوار است. اينکه آيا هنرمند درآينده سفارشي براي کارکردن داشته باشد و اينکه چقدر به فرد توجه شود و از کارهايش استفاده شود، عامل موفقيت يک هنرمند است.

    تحصيلات آکادميک چقدر به کمک تجربيات شخصي يک هنرمند مي آيد؟

    براي من تحصيل در دانشگاه خيلي مهم بود چون با اساتيد اين رشته آشنا شدم و راهنمايي هاي آنها خيلي موثر واقع شد. علاوه براين قرارگرفتن در يک فضا با يک سري علاقه مند به اين رشته که دورهم جمع مي شوند و از مشکلات و فعاليت مجسمه سازي صحبت مي کنند، خيلي به روند کار کمک مي کند. هنرجو بايد بعضي اطلاعات و تجربيات را ازپايه کسب کند تا در مسيرپيشرفت قراربگيرد که دانشگاه براي اين کار مناسب ترين جاست.

    برنامه اي براي آينده يا سال جديد داري؟

    بله. الان روي سفارش شهرداري تهران که براي پارک است، کار مي کنم که البته قرار است با من و ديگر برگزيدگان اولين بينال مجسمه سازي شهري هم يک قرارداد بسته شود. به علاوه قصد دارم يک تعداد کار هم براي خودم بسازم و انشاالله امسال يک نمايشگاه انفرادي برگزار کنم ويک تعداد ديگر نمايشگاه هاي گروهي را با چند تا از دوستان برگزار کنيم.




    آيا آموزش هم مي دهي؟

    يک مدت براي بچه ها کلاس آموزش مجسمه و سفال داشتم که خيلي خوب بود.

    چه کساني درخانواده ات به کارهاي هنري مي پردازند؟


    خواهرم دف مي زند و برادرم ني مي نوازد اما رشته تحصيلي هيچ کدام موسيقي نيست.شايد گرايش همه ما به هنر، تشويق ها و کمک هاي والدينم بوده است. برادرم رشته موسيقي را براي ادامه تحصيل انتخاب نکرد چون اين رشته ريسک بالايي دارد و از نظر شغلي و درآمدزايي قابل پيش بيني نيست، در ايران نمي توان با اين رشته ها براي کسب درآمد جلو رفت، اين کار مستلزم سياستگذاري هايي است که بايد اعمال شود تا انسان با اطمينان خاطر بيشتر دراين رشته ها قدم گذارد. علاقه منداني هستند که اگر اوضاع و احوال اين رشته ها بهبود يابد، قطعا با انگيزه بيشتري شروع مي کنند و ادامه مي دهند.

    آيا کارهايت را براي تزيين يا دکور به خواسته خانواده در معرض ديد گذاشته اي؟

    بله. خانواده ام کارهايم را خيلي دوست دارند.


    آيا قصد معرفي خودت و کارهايت را به کشورهاي ديگر داري؟


    بله اما تا کنون اين کار را نکرده ام. مي خواهم بدانم کارهايم آن طرف با چه نگاهي ديده مي شود. جشنواره هاي خارجي را دنبال مي کنم اما هنوز در آنها شرکت نکرده ام چون اين کار احتياج به تمرکز و تمرين زياد دارد. من يک سال و نيم است که فارغ التحصيل شده ام ولي دراين مسابقات براي محک زدن خودم شرکت خواهم کرد.

    دوست داري مجسمه سازي تا کجاي زندگي با تو همراه شود؟


    دوست دارم همه زندگي ام بشود مجسمه سازي. دوست دارم دردنياي فيگورها و مجسمه هايم غرق شوم چون زندگي با آنها، دنياي من است.

    ***
    گریزانم از این مردم که با من
    به ظاهر همدم و یکرنگ گشتند

  6. 2 کاربر مقابل از foroghlover عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Niyoosha (08-09-2013), RedWoman (12-24-2012)

  7. #4
    کاربر بسيارفعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    تهران
    ارسال ها
    1,416
    تشکر
    4,863
    تشکر شده 2,074 بار در 1,002 ارسال

    پیش فرض

    وووووییییییی...
    ی کم لطیف تر از اینام میتونس بسازه هاااا....
    هیچکـس نفهمیــد کـ خــدا هم تنهاییش را فریـــاد می کشــد...
    قــــــــل هــــو الله احــــــد...

  8. کاربر مقابل از L.p. عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Niyoosha (08-09-2013)

  9. #5
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    ارسال ها
    417
    تشکر
    1,237
    تشکر شده 553 بار در 292 ارسال
    نام و نام خانوادگي
    پریسا الفیده

    پیش فرض

    سلام
    ممنون از مطلب مفیدتون، مطلبو کامل نخوندم بیشتر به تصاویر دقت کردم

    از شکل و استیل مجسمه هاش خوشم نیومد :-(

    با این سبکش حال نکردم!

+ پاسخ به موضوع

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

در حال حاضر 1 نفر در حال مشاهده این موضوع میباشند. (0 کاربر و 1 مهمان)

     

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید